نگرشی نو برمکتب مشاء
مشاء برای اولین بار به شاگردان ارسطو اطلاق می شد آن هم بدان دلیل که ارسطو درحین گردش به شاگردان تعلیمات خود را افاضه میکرد(1).اما باید بدان شاگردان گفت :که شما تنها قدمهایتان را بدنبال ارسطو گذاشتید ای کاش می توانستید تفکر و درایتتان را با او همسو می کردید.
ابن سینا.خواجه نصیرالدین طوسی.ابوالحسن عامری.ابونصر فارابی.......از شاگردان ارسطو بودند
اینان را میتوان گفت بهترین شاگردان ارسطو که در تبیین برخی مسائل حتی از خود ارسطو نیز شیواتر سخن راندند .
البته اگر ارسطو میدانست در سرزمینی به نام ایران چنین فرهیختگانی به وجود می آیند رخت سفر بر تن می کرد و شتابزده به این مهد تمدن کوچ می کرد وصد البته اگر اسکندر در هجومش به ایران با چنین اندیشمندانی روبرو می شد به جای به آتش کشیدن کتابخانه ها این سرزمین را به آتش می کشید و فرمان صادر می کرد به کودکان و زنان وحتی زنان باردار هم رحم نکنند.
زندگینامه ارسطو
ارسطو در 384پیش از میلاد در"استاژیر"از شهر های مقدونی بدنیا آمد و مدت بیست سال شاگرد افلاطون بود.وی سال235پیش ازمیلاد دوباره به آتن باز گشت و مکتبی فلسفی به نام"لیسه"ایجاد نمود ودرآن به تدریس پرداخت.
نام مشاءکه به پیروان و شاگردان وی اطلاق می شد بدان جهت بوده که ارسطو در "لیسه"درحین گردش به شاگردان تعلیم خود را افاضه می کرد.خشم و کینه مردم اهالی مقدونی پس از مرگ اسکندر کبیراو را واداشت که اتیک را ترک گوید.ارسطو در "کالسیس"از بلاد "اویه"وفات یافت(322ق.م)آثار وی که در زمان"سیلا"قرن اول پیش از میلاد نشر گردیده است.
کتبهای وی عبارتست از:منطق.سماع طبیعی.ماوراءالطبیعه.اخلاق.سیاست. معانی وبیان.فن عروض.فن شعرو قانون اساسی آتن.
ارسطو با انتقاد از فرضیه" مثل"فلسفه خود را آغاز می کند."حقایق قابل ادراک وجود ندارد آنچه وجود دارد مثال نیست بلکه خرد و جزئی است.وی گفته است:علم جز بر کلیات تعلق نمی گیرد.ما هنگامی می توانیم درباره اشیاء قضاوت کنیم که نوع و جنس را بهتربشناسیم.تعیین قواعدی که حافظ روابط صحیح قضایای کلیه با قضایای جزئیه و شخصیه باشد خاص منطقی است .منطق یکی از هدایای ارزنده و گرانبهای این فیلسوف به عالم بشریت به شمار میآید.(2)
اما اکنون سخنی دارم با این فیلسوف جلیل القدر :که ای کاش شما با این همه درایت برای تبیین هر چه بهتر مطالب خود از جهان بینی توحیدی نیز استفاده می کردید. چگونه می توان گفت حقایق قابل ادراک وجود ندارد و آنچه وجود دارد مثال نیست؟ در صورتی که ما هر آنچه از علم بدست می آوریم به عالم مثل افلاطون نزدیک و نزدیکتر می شویم یا بهتر بگویم هر آنچه به علم نزدیک می شویم به شناخت خدا می رسیم به آن میرسیم که دلیل خلقت ما چه بوده؟ چه لزومی دارد خدا پس از خلق انسان قوه اختیار را به او عطا کند؟چه منطقی پشت این چرا ها وجود دارد؟
در جواب این چراها باید بگویم که فارابی در صدد ایجاد توفیق میان دین و فلسه بود . البته این فکر پدیده نو در تاریخ فکر انسان نبوده. در این راه معتزله بیشتر طرف عقل را می گرفتند و اشعریه طرف سنت را همین تناقضات او را بر آن داشت که خداوند عقل را برای انسان بیهوده نیافریده و عاقلان بیهوده و عبث نگفته اند"بیهوده سخن به این درازی نبود"پس
عقل اساسی دارد و عاقلان حق می گویند. از طرفی رسالت نبی اکرم نیز حق است و حقیقتی را پیش رو دارد.!
زندگینامه فارابی
ابو نصر فارابی یکی از بزرگترین و معروف ترین دانشمندان فلسفه ایران است.وی اولین فیلسوف بعد از ایران است که تقریر ها وتحقیق هایش مثمر ثمر برای آیندگانی چون ابو علی سینا و ابوریحان بیرونی شد.ابونصر فارابی در سال 260
در نزدیک فاراب بدنیا آمد.او مدتی در بغداد می زیست و سپس به دمشق رفت و در آنجا به شغل باغبانی اشتغال ورزید .
در این ضمن از مطالعه در حکمت و ریاضیات غافل نبود تا آنکه در نوشته هایش شهرتی بدست آورد و کارش بالا گرفت و شاگردان وی بسیار شدند و یگانه علامه زمان خویش گشت وبه امیر سیف الدوله پیوست وامیر او رانهایت اکرام کرد. ابونصرفارابی در سال 338سفری به مصر کرد وبه دمشق باز گشت تا در رجب سال 339در نزدیک سیف الدوله علی بن حمدان در گذشت و سیف الدوله با پانزده تن از خواص خویش بدو نماز گذاشت.
او مدتی به قضاوت پرداخت وبه مطالعه عمیق آثار گذشتگان، در ضمن مهارت زیادی در علم موسیقی بدست آوردو کتاب الموسیقی کبیررا نگاشت.به سبب مطالعات زیادش او راارسطوی دوم یا معلم ثانی لقب دادند.او برای درک بهتر هر کتاب را چندین مرتبه می خواند به طوری که کتاب ارسطو را در فن نفس صد مرتبه وکتاب سماع طبیعی را چهل بار مطالعه کرد.به قولی مشهور قانون که جزو سازهای مشهورقدیمی ایرانی می باشد از ابداعات اوست.(3)
کتب معروف ابو نصر فارابی:
1.مبادی آراءاهل مدینه فاضله: که بیشتر افکار تازه فارابی را در این کتاب می توان یافت
2.احصاالعلوم والتعریف باغراضها: که به منزله مجموعه ای از همه دانشهای عصر فارابی و تعاریف و خلاصه آنهاست در ا همیت این کتاب همین بس که گفته اند :طالبان علم به هیچ روی از مطالعه و راهنمایی آن بی نیاز نیستند(4)
3.السیاست المدینه جرجی زیدان گوید:این کتاب از قبیل کتاب مربوط به اقتصاد سیاسی است که اهل تمدن جدید چنان می پندارند که از اختراعات آنهاست در حالی که فارابی هزار سال پیش در آن موضوع نوشته است.(5)
4.ماینبغی ان تعلم قبل الفلسفه یا ما ینبغی ان یقدم قبل تعلم الفلسفه : فارابی در این کتاب می گوید:خواندن علوم طبیعی و عقلی مارا بر آن می دارد که احکام وقضایای خود را تصحیح و استوار کنیم و در این راه روشی معقول و صحیح پیش گیریم و این کار جز با ورزیدگی در هندسه و منطق امکان پذیر نیست.(6)
نیز فارابی میگوید:استاد فلسفه باید نیکخو و پرهیزگار باشد و از شهوت کناره گیرد بدانسان که شهوت او فقط برای تحری حقیقت وپژوهش دانش بکار رود استاد فلسفه باید به قیاس(منطق)تا بدان حد دوستدار باشد که راهنمای او باشد نه آنکه منطق ارسطو را برحق بگزیند!ونباید مبغض باشد که این خصلت او را به تکذیب حق وادارد
5.جمع بین رای الحکمین:فارابی به گمان خود در این کتاب نشان داده که میان عقاید فلسفی و اجتماعی افلاطون و ارسطو
اختلاف و تضادی وجود ندارد.
6.رساله فی ماهیت العقل
7.تحصیل السعادت:اخلاق و فلسفه نظری پرداخته است.
8.اجوبت عن مسائل فلسفی:پاسخهایی است در مسائل فلسفی
9.رساله فی اثبات مفارقات:در باره موجودات غیر مادی بحث می کند.
10.اغراض ارسطو فی کتاب مابعدالطبیعه:این کتاب یکی از بهترین کتابهای فارابی است زمانی که ابن سینا 40مرتبه مابعدالطبیعه ارسطو را خواند ودر درکش عاجز ماند با خواندن این کتاب به آن مفاهیم رسید.
11.رساله فی سیاست
12.فصوص الحکم:در حکمت الهی و تصوف و مباحث نفس نوشته شده است.(7)
مجموعه ای از دیگر رسالات فارابی در حیدر آباد دکن چاپ شده است که در زیر به آنها اشاره می کنیم
13.رساله فی اثبات مفارقات(1345هجری)
14.رساله فی اغراض مابعدالطبیعه(1349هجری)
15.کتاب فی تحصیل السعاده(1345هجری)
16.التعلیقات(1346هجری)
17.کتاب التنبیه علی سبیل السعاده(1346هجری)
18.الدعاوی القلبیه(1349هجری)
زندگینامه ابن سینا
شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله سینا پزشک فیلسوف و نویسنده بزرگ ایرانی بین سالهای 363تا 373هجری قمری متولد شد. پدرش عبدالله از اهالی بلخ پرورش یافت و در ده سالگی قرآن و بسیاری از علوم ادب را آموخت ومنطق و اقلیدس والمجسطی را نزد ابو عبدالله الناتلی که از رجال مشهور قرن چهارم بود آموخت .پس از آن به مطالعه علم الهی و طبیعی وطب وریاضی پرداخت و در 18سالگی از تحصیل علوم فارق شد و بر اثرمداوای نوح ابن منصور به دربار سامانیان راه یافت ولی چون کار سامانیان بر اثر غلبه ال افراسیاب بر آشفته شد به گرگانج رفت و به خدمت خوارزمشاه علی ابن مامون محمد رسید و نزد او تقرب یافت .پس از گرگان به ری و همدان رفت ودر حدود 9 سال در همدان ماند و براثر مرض قولنج شمس الدین دیلمی پسر فخرالدوله دیلمی به دربار او راه یافت پس از چندی به مقام وزارت رسید .بعد از شمس الدوله در زمان پسرش به اتهام مکاتبه با علاءالدین کاکویه به زندان افتاد .پس از رهایی از زندان به اصفهان رفت و به خدمت علاءالدین کاکویه در آمد و همه جا در سفر وحضر و حتی در سفر های جنگی با او بود تا سال 428که
با علاءالدوله به همدان رفت در همانجا در گذشت وهمانجا مدفون گردید.(8)
آثار ابن سینا
1.الشفا:مهمترین اثر ابن سینا که شامل بخشهای طبیعیات الهیات برهان منطق (9)
2.النجات:این کتاب مختصری از کتاب شفاست از مهمترین نوشته های ابن سیناست که فشرده فلسفه وی رادر بر دارد.(10)
3.الاشارات والتنبیهات:ظاهرا از آخرین نوشته های ابن سینا واز بر جسته ترین آثار اوست.نثر عربی ادبی شیوا از ویژگی های آن است.(11)
4.منطق المشرقین
5.رساله اضحویه فی امرالمعاد
6.عیون الحکمه(12)
7.تسع الرسائل فی الحکمه کتاب الانصاف:نوشته بزرگی بوده که به گفته ابن سینا نزدیک 28 هزار مسئله رادر بر می گرفته که دست نوشته آن در حمله مسعود غزنوی به اصفهان تاراج رفت .ابن سینا قصد داشته است که اگرفرصتی و فراغتی یابدآن را دوباره بنویسد اما ظاهرا به این کار موفق نشده است.پاره هایی از این نوشته را عبدالرحمن بدوی یافته ودرمجموعه ای به نام ارسطوعندالعرب منتشر کرده است.
نظام فلسفی ابن سینا
هستی شناسی و خداشناسی:هستی شناسی محور اصلی نظام فلسفی ابن سینا را تشکیل می دهد که هم در متافیزیک وی به
به معنای اعم و در خداشناسی او به معنای اخص آن نقش تعیین کننده ای داراست واین در حالیست که وی هستی خدا(انیه الله)را نه موضوع فلسفه نخستین بلکه ازمطالب آن می شمارد .ابن سینا فلسفه نخستین(فلسفه اولی)رابا حکمت یکی می داند
وآن را برترین علم به برترین معلوم یعنی شناخت خدا می شمارد از سوی دیگر فلسفه نخستین نزد وی علم کلی نامیده شود
زیرا چیزی که از آن بحث می شود موجود کلی است از آن جهت که موجود کلی است.ابن سینا مسائل شناخت هستی را از خود مفهوم هستی یا موجود و وجود آغاز می کند . هستی شناسی ابن سینا پیوند تنگاتنگ با خدا شناسی وی دارد.هستی از نظر او خیر محض است.واجب الوجود عشق و عاشق و معشوق است. نخستین صادر از خدا عقل است عقل به خودی خود ممکن وبوسیله مبداء نخستین واجب است.روان شناسی ابن سینا بخش ششم از هشت بخش طبیعیات شفا را تشکیل می دهد و در نجات و اشارات نوشته های کوچکتر به شکل های گوناگون مطرح می شود .نخستین مطلبی که بدا ن می پردازد اثبات هستی روان(نفس)است.ابن سینا برای اثبات وجود روان در انسان به استدلال بسیارمهمی بر پایه (خود آگاهی )در انسان می پردازد که یادآور پیشگام استدلال فیلسوف مشهور دکارت در سده 17میلادی که می گوید:(من می اندیشم پس هستم)و(آگاهی ما به خودمان خود وجود ماست).
خواجه نصیرالدین طوسی
او در سال597هجری در طوس خراسان متولد شد و در672هجری در بغداد فوت کرد او در کاظمین زیر پای قبر امام موسی کاظم (ع)دفن شد.پدرش (محمدابن حسن) یکی ازفقیهان فرقه امامیه وازمحدثان معروف طوس بود وهمو استاد صرف و نحو و علوم قرآنی فرزند خویش شد وسپس نزد خالوی خویش مقدمات حکمت و حساب و هندسه و جبررا گذراند وسپس به نیشابور رفت و در آنجا نزد فریدالدین رسید و کتاب اشارات ابن سینا را استماع کرد .او در واقع به پنج واسطه شاگرد ابن سیناست. خواجه مدتی را در قلعه الموت قزوین نزدعلاءالدین محمد ابن حسن بود تا آنکه هولاکوخان مغول در سال654قلعه اسماعیلیان را فتح کردو خواجه در قلعه اسماعیلیان همچنان زندانی بود که در این زمان شرح کتاب اشارات ابن سینا را نگاشت.هولاکوخان به فرمان داد تا رصد خانه مراغه را ایجاد کند و او این مهم را در سال 662انجام داد بنای رصد در سالی تمام شد که خواجه درآن سال وفات کرد(672).از کارهای بزرگ دیگر خواجه این است که در محل رصد
مراغه کتابخانه بزرگی احداث کرد که بنا به فرمان هولاکو کتابهای نفیس و سودمندیکه ازبغداد ودمشق وموصل و خراسان غارت شده بود و درکار رصد خواجه هم لازم بود آوردند بالغ بر4000کتاب گرداوری کردند.
دانشمندان شک ندارند که خواجه شیعه آن هم دوازده امامی بوده ود رکتابهای خود به لزوم وجوب عصمت اشاره کرده است.(14)
آرای فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی
او در شرح اشارات درباره علم خدا با ابن سینا مخالفت کرده است 1.ذات حق بسیط فاعلی و قابل آن صورتها می شود این امر مستلزم پدید آمدن ترکیب در ذات خدا می گردد2.ذات واجب محل به صفات زاید غیراضافی و غیر سلبی متصف می گردد در حالیکه بطلان صفات حقیقی برای ذات واجب ثابت است3.ذات واجب محل معلومات ممکن و متکثر می شود به نظر خواجه اتصاف ذات باری به علیت در حق او نقص است
آثار خواجه نصیر الدین طوسی
1.التجریدالعقاید
2.شرح اشارات ابن سینا
3.التذکره فی علم الهیاه
4.بیست باب که در زمینه اسطرلاب است
5.تحریراقلیدس در اصول هندسه و حساب
6.تحریراکرمانالاوس حاوی سه مقاله
7.تحریر المجسطی که اصل کتاب از بطلمیوس است که در هیات و علم فلک و حرکات نجوم پرداخته
8.زیج ایلخانی فارسی است و حاصل زیجی است که در رصد مراغه بدستور هولاکو بنا شده
9.اخلاق ناصری
10.اوصاف الاشراف که درسیر و سلوک و اخلاق صوفیان نوشته شده
11.الادب الوجیزللولدالصغیر
12.جواهرالفرایض در مورد اصول علم فرایض
13.اساس الاقتباس در فن منطق است این کتاب نه مقاله دارد هر مقاله خود به چند فن وهر فن به چند فصل منقسم میشود.
آنچه بدان پرداختیم شرح مختصری از زندگینامه این اندیشمندان بود. اینان تنها در صدد رسیدن به کمال انسانی بودند و در این راه جهد کردند وتنها از دریافت های خود صحبت به میان آوردند. اما شما دوست عزیز با خود اندیشیده ای که چه عاملی سبب به وجود آمدن این تفکرات شده؟اینان جزئی از مردمان عادی بودند اما به نظر این حقیر اینان باور داشتند که ایرانیند وبه سبب اسلامی بودنشان از تفکری خلاق بهره مند شدند اینان با در دست داشتن کتاب مقدس وتوصل بدان ودارا بودن فرهنگ غنی ایران این باور را داشتند که می توانند که باید بروند وسکون ازآن اینان نیست .دوست مهربانم بدان ابن سینا ها کم نیستند آنچه کم است اراده ای است پولادین .
خود را باور داشته باش و بدان" روح غنی ایرانی اسلامی"پشتوانه توست برای رسیدن به هدفت .
پدید آورنده:لیلا مومنی موید
منابع
1.دایرت المعارف مصور دانش و هنر،ص1298
2.همان
3.د ایرت المعارف مصوردانش و هنر،ص1340
چاپ 1969 لندنEncyclopedia britainnica 4.
5.جرجی زیدان،آداب الغت العربیت2/ 212
6.ماینبغی ان یقدم قبل الفلسفه ص 11،12،13
7.مرحوم مهدی الهی قمشه ای این کتاب را به فاسی ترجمه کرده وزیر عنوان جلد دوم از کتاب حکمت الهی خود چاپ کرده است.
8.دایرت المعارف مصور دانش و هنر،ص1327
9.چاپ سنگی(1303ق/1886م)تهران
10محمد تقی دانش پژوه،1364ش ،تهران
11.ژ،فورژه1892م
12.عبدالرحمن بدوی،قاهره1954م،کویت1987م
13.قاهره1326ق/1908م
14.کشف المراد فی شرح تجرید العقاید،چاپ قم